رساله هارمونی
شايد نيازي به نوشته شدن يك رسالة جديد هارموني نباشد، زيرا تا كنون رسالههاي بسياري در اين زمينه نوشته شده است. در طول مدت طولاني تدريس، به شخصه از رسالة رُبر استفاده ميكردم كه يادداشتها و تمرينهايي براي تكميل نقايص آن نوشتم. اين يادداشتها تحت عنوان “يادداشتها و تمرينات تكميلي رسالة رُبر؛ منتشر شد. موفقيت اين اثر، مرا مصمم به انتشار رسالة حاضر كرد.همان طور كه در مقدمة يادداشتها و تمرينها يادآور شدهام: درميان رسالههاي گوناگون هارموني كه بعضي از آنها داراي ارزش مسلمي است، هيچ يك به طور كامل به آنچه كه از چنين اثري انتظار ميرود، پاسخ نميدهند، در آنها يا جنبة نظري بر جنبة عملي برتري پيدا كرده، يا شيوهاي كه در آن دنبال شده اجازة گسترش كافي براي احساس موزيكال باقي نگذارده است و بيشتر به نظر ميرسد اين رسالهها براي رياضيدانها نوشته شده تا موسيقيدانها. و يا شكل ابتدايي اين رسالهها اجازه نميدهد حتي جوابهايي بسيار ضعيفي به مطالعات جدي هارموني داده شود و بالاخره اكثر اين رسالهها شامل توضيحات پوچ و بيهودهاي هستند كه شاگردان را خسته و دلزده ميكند. اضافه ميكنم كه تقريباً هيچ يك از آنها حتي به آناليزِ كوچكترين جزء از موسيقي مدرن كه امروزه بسيار مورد توجه است، نپرداختهاند.اگر بخواهم، محتوايي كه اين كتاب به آن پرداخته را بيان كنم، نميتوانم نمونهاي بهتر از آنچه كه در گزارش بخش موسيقي آكادمي هنرهاي زيبا در مورد يادداشتها و تمرينها آمده ذكر كنم: “مصنف با بهره گيري از تجربههاي هيجده سالة تدريسي پر بار، هيچ نكتة تئوريكي را مبهم رها نكرده، هيچ جزيي از مبحث، بدون توضيح باقي نمانده، همه چيز براي شاگرداني كه قصد مطالعاتي جدي دارند گفته شده است، براي اين كه درسها به خوبي فهميده شده و آناليز گردد، مطالب با خلوصي كامل، با روشني و زيبايي بي نظيري نوشته شده است، بدون آن كه هيچ يك از عناصري كه هنر مدرن را غني ميسازند، فراموش شود. سنت كلاسيكها، چون پايهاي تفسير ناپذير آموزش با ارزش است و بايد حفظ گردد. از طرف ديگر به پيشرفتهاي علم هارموني نيز دشمني نشان داده نشود، آقاي “ت. إوبوا” اين مطلب را به خوبي درك كرده و تمرينهاي مفصلي كه بعد از هر بخش كتاب گنجانده شده، شاهدي است هم بر احساس توناليته كه بسيار مورد احترام استادان كهن بوده و هم شاهدي بر اين خواست ايشان كه صرفاً به آموزشي تجربي يا محدود به فرمولها نبودهاند.”اين هدفي است كه در رسالة هارموني حاضر سعي كردهام دنبال شود، در كتابي اين چنين غير ممكن است كه بارها به گفتة پيشنيان برخورد نكرد، زيرا شيوههاي زيادي براي اداي مطلب نيست. مثلاً اين كه يك اكورد كامل، از يك فاصلة سوم و يك فاصلة پنجم تشكيل ميشود، يا اين كه دو آوازي كه يك صدا را ميخوانند، فاصلهاي همصدا را به گوش ميرسانند.بنابراين، درپايه، تعريفهايي را كه شده قبول كردهام، همان طور كه تعداد از آنها در رسالة “رُبر” نيز ديده ميشود.كه او هم آن طو.ر كه در مقدمة اثرش گفته، از “ژلن اسپرگر Jelen Sperger به وام گرفته است. نبايد به چنين وام گرفتنهايي خرده گرفت.پاية مطالعاتي كه به عنوان «سبكي دقيق» Style Rigoureuse در اين رساله پيشنهاد شده، توسط كنكورهاي كنسرواتوار پاريس پذيرفته شده، به خصوص” باسهاي داده شده” Basse Donnésبر اساس سنتهاي استادان كلاسيك ميباشد. علاوه بر آن، كتاب به عنوان هدف، به سبك آزاد يا مدرن ميپردازد، كه ميتوان آنها را حتي بر حسب طبيعت و كاراكتراشان در “آوازهاي داده شده” ChantDonnés ديد.تمامي مطالب تئوريك بيفايدهاي كه تنها حوصلة شاگردان را سر برده و مانع معطوف شدن توجه به نكات پايهاي و اساسي ميشود، حذف شده است. ولي هر آنچه كه ميتوانست توجه را به آناليز، تعقل و احساس موزيكال جلب كند، نگه داشته شده است. در يك كلمه: هدف نوشتن اثري هنري بوده و نه فضل فروشانه .در چنين مطالعاتي،تئوري، بدون عمل بي ارزش ميباشد، بنابراين تمرينات زيادي در هر بخش به صورت باس يا آواز براي حل داده شده است. بر اساس راهنماييهاي انجام شده، شاگردان بايد در ابتدا، اين باسها و آوزها را با هارموني خودشان حل كنند و سپس آن را با آنچه مؤلف در مجلدي كوچك به نام حلالمسائل كه مكمل لازم اين رساله است آورده، مطابقت نمايند.براي اين كار ايشان در ابتدا با دقت بايد حل مسئله راتنها با شيفرههايي كه هميشه زير باس نوشته ميشود، دنبال كنند، سپس به حل مؤلف دقت كرده و ضمن استخراج موارد آموزندة لازم آن را با حل خود مطابقت دهند. بنابراين موكداً توصيه ميشود تا زماني كه كار خود را كامل نكردهاند، هرگز به حل المسائل مراجعه نكنند، چون هيچ سودي از چنين تمريني حاصل نميشود.اين آموزش در مجموعة خود آن طور كه گفتم به سبك دقيق محدود نشده، هر چند كه اين سبك پاية اصلي آن را تشكيل ميدهد، بلكه سعي شده تا تركيبها و تمهيدهايي كه هنر موسيقي را به تدريج غني ساخته و با نام سبك آزاد شناخته ميشود، توضيح داده شود. شاگردان بايد در آخر تمرينات خود قادر به آناليز سنت شكنيها و اجازههايي باشند كه اغلب در آثار استادان بسيار بزرگ وجود دارد كه به نظر، در تناقض با آموزشي است كه ايشان ديدهند. شاگردان بايد قادر باشند به همة آنها پي برده و بفهمند كه نبوغ، چگونه گاهي با ظرافت از سختگيريها و قواعدي كه پاية تمرينهاي كلاسيك است ميگذرد.به ويژه فكر ميكنم، با نگاهي كه به نت بيگانه به هارموني در اين رساله شده، پرتوي قوي بر روي اين قسمت كاملاً فراموش شده تا به امروز افكنده شده است. بالاخره در متن تئوريك، به دنبال وضوح، سادگي و اختصار و در نمونههاي موسيقي به دنبال روشني و باز هم گسترش احساس موسيقايي بودهام.در پايان، اميدوارم اثري سودمند نوشته باشم.
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۱۲/۲۸ ساعت توسط iranharmony team
|
استاد محسن الهامیان : آهنگساز - تنظیم کننده - مدرس موسیقی - نویسنده - مترجم و مولف بسیاری از کتب با ارزش موسیقی در ایران