کوتاه ترین راه

در نوازندگی پیانو

 

نوشته کارل لایمر-والتر گزکین پ

 

یانو

 

پيشگفتار

رسالة حاضر شيوة مرا در نوازندگي پيانو شرح مي‌دهد، تكنيكي كه من آن را اساس كار  در نوازندگي پيانو مي‌دانم. در اين زمينه مديون زحمات آقاي كارل لايمر هستم. تمرين نوازندگي را نزد ايشان بين سال‌هاي 1917 – 1912 آموختم كه كل آموزش مرا تشكيل مي‌دهد. بعد از گذشت دوازده سال من هنوز طرفدار بي چون و چراي شيوة لايمر هستم كه آن را بهترين روش منطقي در كسب بالاترين درجة تكامل نوازندگي پيانو مي‌دانم.كارل لايمر در ابتدا «نظارت به خود» (self control) را به شاگردان آموزش مي‌دهد، او به شاگردان مي‌آموزد كه چطور به نواختن خود گوش دهند. اين روش انتقادي گوش كردن به خود پيشنهاد من است كه مهم‌ترين عامل در تمام مراحل آموزش موسيقي است. ساعت‌ها نواختن بدون تمركز و گوش نكردن به هر نت از درسي كه نواخته مي‌شود، كمترين ثمري ندارد! تنها گوش‌هاي تربيت شده قادر هستند كه ايرادها و بي دقتي‌ها را بشنوند. نواقصي كه رفع و حذف آنها براي تكنيك كامل پيانو ضروري است. همچنين از طريق گوش كردن مدام احساس براي درك زيبايي و ظرافت نوانس‌ها تربيت مي‌شود، تا حدودي كه هنرجو قادر به نواختن پيانو با تكنيكي غير قابل ايرادگيري مي‌شود و احساسي لطيف براي خلق صدايي زيبا پيدا مي‌كند. اجراي دقيق و درست ريتم نيز تنها از طريق به خود گوش كردن جدي ميسر است. نارضايتي و يا بهتر بگويم غير قابل تحمل بودن اجراي غلط موسيقي، براي شنونده‌اي كه درك او از ريتم، تركيببات آن و دگرگوني‌هايش تا حد بالايي پيشرفت كرده، غير قابل توصيف است. به طوري كه اجراي موسيقي اغلب فاقد ارزش هنري مي‌گردد. هرگز دقت كافي به اين امر مبذول نشده كه اجراي دقيق نت به نت تمام علايمي كه مصنف خواسته است، اولين قدمي است كه نوازنده بايد در آن استاد باشد. من هنوز هم مرهون آقاي لايمر هستم، زيرا او مرا طوري تربيت كرده كه بدون چون و چرا به مقاصد مصنف احترام بگذارم. تنها پيروي دقيق از همة علائم داده شدة مصنف است كه اجازه مي‌دهد تا در افكار و هيجانات يك استاد زندگي كرد و بدين وسيله درك و اجراي كاملي از كارهاي وي عرضه داشت.در فعاليت‌هاي موسيقايي خود اين طور فهميده‌ام، نوازنده‌هايي كه داراي قريحه و استعداد كمتري از نظر تكنيك و احساس هستند، محتوا و پيام يك اثر را به طور كامل درك نمي كنند و به دليل همين نارسايي‌ها و محدوديت‌ها براي اين كه اثر را جالب توجه‌تر كنند به خود اين اجازه را مي دهند تا آن را دستكاري كنند، عملي كه هميشه خطا و اشتباه است. نوازندگان جوان اغلب نمي‌دانند كه اجراي واقعاً درست تا چه حد مشكل است. اين گفته تنها شامل تكنيك انگشت‌ها نمي‌شود بلكه شامل بيان دقيق خواسته‌هاي مصنف نيز مي‌شود. اين مورد تنها با استادي كامل در اجراي انواع مختلف نواختن‌ها و نوانس‌ها حاصل مي‌شود. اين توانايي بايد تا آنجا پيش رود كه نوازنده را قادر به معرفي تصويري از يك نت يا يك جمله كند به طريقي كه اين كار به صورت خودكار و بي اختيار به حركت‌هاي انگشت‌ها و بازوها منتقل شود. شيوة لايمر با پرهيز از حركت‌هاي غير ضروري و به كار نگرفتن ماهيچه‌هايي كه در لحظه نيازي به آنها نيست و به كار بردن ماهيچه‌هايي ضرور در حالتي لخت و آسوده بدون شك، شيوه‌اي است كه نوازنده را خيلي زود به هدفش مي‌رساند.در اثر اصرار من بود كه آقاي لايمر تصميم به انتشار اصول پايه‌اي شيوة خودش (يا بهتر شيوة ما) گرفت و من اميدوارم كه نوازندگان بتوانند از آن سود برند

                                 والتر گزه‌كين