حل المسائل باس ها و آوازهای داده شده


حل المسائل باس ها و آوازهای داده شده


حل‌المسائل باس‌ها و آوازهاي داده شده

نوشته : تئودور دوبوا

مترجم : محسن الهاميان


كتاب حاضر از دو بخش و يك ضميمه با عناوين هارموني مطبوع ،‌ هارموني نامطبوع ،  آلتراسيون‌ها ،  تاخيرها و پدال‌ها تشكيل شده است.محسن الهاميان در پيشگفتار كتاب خود بيان مي‌كند كه هارموني درسي نيست كه مثل تاريخ و جغرافي با خواندن متن بتوان آنرا ياد گرفت . براي درك مفاهيم هارموني و به كارگيري آن به عنوان پايه اوليه براي نوشتن موسيقي ، اين علم بايد مثل موم در دست آهنگساز نرم باشد و بتواند از هر زاويه‌اي كه ميل دارد به آن نگاه كند و مواد مورد نياز خود را به سادگي و با قاطعيت انتخاب نمايد . الهاميان ادامه مي‌دهد كه براي دست يافتن به چنين قدرتي در هارموني ، خواندن اين علم بصورت تاريخ و جغرافي واكتفاء به حل مساله‌اي به اندازه بند انگشت آنهم تا حصار هارموني مطبوع و آنهم بدون مطالعه مودولاسيون را نمي‌توان هارموني يادگرفتن گفت.

وي يادآور مي‌شود اگر استادي هم بتواند از اين حصار عبور كند و مثلا ٌ صحبت از آكوردهاي هفتم دومينانت كرد ،‌چون صحبت مودولاسيون به دو جلسه آخر آموزش هارموني موكول شده شاگرد هرگز با پيچيدگي‌هاي هارموني آشنا نشده و بي‌خبر از هارموني باقي خواهد ماند . مترجم كتاب در پايان بيان مي‌كند كه در رساله هارموني تئودور دوبوا جدا از آن كه هر مطلبي به دقت و به شكل ساده مطرح شده براي هر نكته درسي تعدادي مسئله داده شده كه حل آنها نقاط تاريك را براي ذهن هنرجويان روشن مي‌كند و نكته‌اي در ابهام باقي نمي‌گذارد. همچنين براي راهنمايي بيشتر ، ‌حل مساله‌هاي رساله در مجله جداگانه‌اي ارائه شده كه شاگردان تنها بعد از حل خود بايد به حل‌المسائل مراجعه و حل خود را با حل مولف مقايسه نمايند. البته به اين نكته هم بايد توجه شود كه يك مساله هارموني مي‌تواند به شكل‌هاي بسيار متفاوتي حل شود و دو مساله‌اي پيدا نخواهد شد به يك شكل حل شده باشد. محسن الهاميان در ادامه مطلب خود بيان مي‌‌كند بنابراين اگر شاگردان اختلافي در حل خود با حل مولف مي‌بينند دليل آن نيست كه حل ايشان اشتباه است ولي بايد در نظر داشت كه حل مولف بهترين حلي است كه مي‌تواند به عمل آمده باشد. بنابراين شاگردان باجديت بايد تمام مساله داده‌شده را نه يك‌‌بار كه چندين‌بار حل كنند تا كم‌كم ذوق خود را پرورش داده و به راه‌‌حل‌هاي ظريف‌تري برسند و بعد از چندين سال مداومت و كار مدام به هارموني كه علم در پايه موسيقي است دست يابند.

حل‌المسائل باس‌ها و آوازهاي داده شده به قلم تئودور دوبوا و با ترجمه محسن الهاميان  توسط انتشارات سوره‌مهر به چاپ رسيده است.

موسیقی را بصورت علمی و تخصصی بیاموزید.

موسیقی را بصورت علمی و تخصصی بیاموزید.

 

(برنامه دروس تخصصی دوره آهنگسازی زیر نظر استاد محسن الهامیان)

              منابع تدریس:

۱. تئوري موسيقي: تئوري محسن الهاميان.

۲.هارمونی: رساله هارمونی تئودور دوبوا. 

۳.كنترپوان: رساله كنترپوان كروبينی.

۴. ساز شناسی و اركستراسيون: رساله اركستراسيون شارل كوكلن.

۵.فرم: مبانی فرم  و فرم­های موسيقی نوشته رالف تورك.

۶. هارمونی پراتيك: كتاب هارمونی پراتيك آدلف ساموئل.

۷.فوگ: رساله فوگ آندره ژدالژ.

۸.هارمونی پيشرفته:(حل مسئله­های داده شده در کنکورهای كنسرواتوار پاريس).

۹.هارمونی قرن بيستم: كاركرد هارمونی در قرن بيستم نوشته رالف تورك.

۱۰.سلفژ:۳جلد اول سلفژ پوزولی(۱۱۵۱-۱۱۵۲-۱۱۵۳). 

ترم  اول

تئوری موسيقي

سلفژ۱

پيانو عمومی۱

نرم افزار ۱

جمع شهريه ترم۱

 





ترم دوم

هارمونی ۱

سلفژ۲

پيانو عمومی۲

نرم افزار ۲

جمع شهريه ترم۲






ترم سوم

هارمونی ۲

سلفژ۳

پيانو عمومی۳

كنترپوان ۱

سازشناسی ۱

جمع شهريه ترم

 







ترم چهارم

هارمونی ۳

سلفژ۴

هارمونی پراتيك ۱

كنترپوان۲

سازشناسي ۲

جمع شهريه ترم






ترم پنجم

هارمونی ۴

سلفژ۵

هارمونی پراتيك ۲

فوگ ۱

اركستراسيون ۱

فرم ۱

جمع شهريه ترم۵








ترم ششم

هارمونی۵

سلفژ ۶

هارمونی پراتيك ۳

فوگ۲

اركستراسيون ۲

فرم ۲

جمع شهريه ترم۶








ترم هفتم

هارموني پيشرفته

آهنگسازي ۱

هارمونی پراتيك ۴

آناليز ۱

اركستراسيون ۳

جمع شهريه ترم

 







ترم هشتم

هارمونی قرن بيستم

آهنگسازی ۲

هارمونی پراتيك ۵

آناليز ۲

اركستراسيون ۴

جمع شهريه ترم








شماره تماس استاد محسن الهامیان

۰۹۱۲۵۲۶۰۸۳۲



سخنانی از آقای محسن الهامیان

 

 

 

رساله هارمونی

 

نظری و عملی

     مولف: تئودور دوبوا

       عضو انستیتو و مدیر افتخاری کنسرواتوار پاریس

     مترجم:آقای محسن الهامیان

 

 

 

 

 

  سخنانی از آقای محسن الهامیان:

بایدمطلبی را به کسانی  که می خواهند آموزش هارمونی را شروع کنند یاد آوری نمایم که این کتاب(وهیچ کتاب هارمونی دیگری) خود آموز هارمونی نیست(مگر آن که کتاب سطحی بوده و تنها به مطالب اولیه پرداخته باشد چون هارمونی درس بسیار مشکلی است)وبا استادی آگاه و دلسوزاین قواعد را آموخته و به کار گرفته شود.

متاسفانه در آموزش موسیقی در کشور ما درس هارمونی جدی گرفته نشده و حتی نظر بعضی از اساتید ما بر آن است که در کار آهنگسازی نیازی به هارمونی و قواعد آن نیست (به خصوص رساله تئودور دوبوا که این قواعد را تا جزئیات برسی می کند)چون به قول آنهااین قواعد دست وپاگیر هستند. گویا این قواعد تنها برای مردم آزاری نوشته شده اند تا شاگردان را با آنها شکنجه دهند.این اساتید فراموش می کنند که این قواعد از آثار استادان نابغهای گرفته شده که به طور جهانی ستایش شده اند.در ساختن یک بنا تمام تجربیاتی که به صورت اصل و قاعده در آمده باید رعایت شود درغیراینصورت احتمال خراب شدن بنا بر سر کسانی که در آن زندگی می کنند  وجود خواهد داشت. چگونه خواهد بود اگر موسیقی خود را ملزم به رعایت دقیق قواعد و اصول اولیه نکند مسلما چنین بنایی تنها بر سر سازنده اش خراب خواهد شد.در کلاس چنین اساتیدی به ذکر سر فصلهای هارمونی و حل چند میزان تمرین اکتفاء می شود(تازه اگر مسئله ای  حل شود.)کمتر استادی است که به عمق هارمونی وارد شده و یا بتواند شاگردان خود را با عمق هارمونی آشنا کند. چنین تفکری را می توان در برنامه ریزی دروس دانشگاهی  رشته موسیقی (وحتی هنرستان ) هم دید که تنها به یک ترم هارمونی اجباری  و یک ترم هارمونی اختیاری  اکتفاءشده است (مطالعه ای که حداقل به دو تا سه سال آموزش  و سال ها تمرین مداوم نیاز دارد.)مدتی است که تب موسیقی مدرن نویسی در کشور ما رواج یافته و شاگردی که حتی خودش هم منزجر از چنین موسیقی یی است برای عقب نماندن از قافله به خیال خودش موسیقی مدرن می نویسد. چون به گفته استادش کاری است که نیاز به هارمونی ندارد و هر کاری هم در آن می شود انجام داد.توصیه من به هنر جویان این است که جذب سخنانی چون:( موسیقی امروز- موسیقی مدرن است و موسیقی مدرن هم نیاز به قواعد ندارند) نشوند.باید بدانیم که موسیقی مدرن سنتز موسیقی تونال (تز=موسیقی تونال –آنتی تز=کاوش های تونال و نوع آوری در هارمونی)است و از آسمان به زمین نیفتاده  و شاگردی که بخواهد موسیقی مدرن کار کند باید موسیقی قبل از آن را بخوبی بشناسد تا بداند که قرار است چه چیزهایی را رعایت نکند و بجای آنها چه موادی را به کار گیرد که ناشی از قوه خلاقه اوست.این شاگرد باید درسهای هارمونی - فرم - کنترپوان - ارکستراسیون.......را نزد استادانی آگاه با دقت و تعمیق بیاموزد و سالها روی این درسها تمرین کند وموسیقی اساتید را برای بهتر فهمیدن این درس ها آنالیز کند وعجله ای برای آهنگساز  شدن نداشته باشد چون هیچ موسیقی ماندگاری (حتی مدرن)از این قواعد نوشته نشده و پایه همه آنها هارمونی است.پس وضع هنرجویی که هنوز مقدمات این درسها را نیاموخته و می خواهد موسیقی بنویسد را می توان حدس زد.اوبعد از چندسالی پرداخت هزینه سنگین آموزش چون نتوانسته موسیقی یی بنویسد که مایه هیجان باشد دلزده کار را رها می کند(همین شاگرد ممکن است با گذراندن آموزشی کلاسیک مایه افتخار موسیقی کشور باشد که با افتادن در این بیراه از دست می رود.)در مملکتی که بیش از نود و پنج درصد مردم آن هنوز یک قطعه موسیقی کلاسیک را از اول تا آخر گوش نکرده اند نوشتن موسیقی مدرن چه حاصل می تواند داشته باشد.یک اثر موسیقی باید دارای ویژگی فردی و هویت ملی  بشد.رو نویسی کردن از روی سنفونی شستاکویچ یا بهم دوختن تکه هایی از پرلودهای دبوسی یا نوشتن اصوات درهم برهمی به اسم موسیقی که با هیچ معیار زیبایی شناسی مطابقت نداردنشان دهنده بی اطلاعی مصنفین آ نها از درسهای موسیقی است. شاید امروز از  چنین آثاری حمایت هم بشود ولی همیشگی نخواهد بود.باید به جوانانی که به دنبال نوشتن موسیقی یی جدی هستند بگویم که موسیقی محلی کشور ما سرشار از لطافتی پایان نیافتنی است و موادی را در اختیار آهنگسازی آشنا به قواعد موسیقی قرار می دهد که می توان پیچیده ترین موسیقی هاحتی در اشکالی مدرن را با آن نوشت تا هم ویژگی فردی در آنها نشان داده شود و هم هویت ملی حفظ گردد به شرط آن که چنین آثاری تکرار دیگری از این قطعات نباشد وآهنگساز بتواند خلاقیت خود را در کاربا این قطعات نشان دهد.چنین آهنگسازی مسلما به زودی به ایده های شخصی خود هم پر و بال خواهد داد.

 

 

 

                                           با کمال تشکر ازآقای الهامیان

                 Iranharmony@yahoo.com