رساله هارمونی

 

رسالة هارموني تئودور دوبوا

چاپ دوم، نشر گشايش،

 سال 82چاپ اول انتشارات برگ
 

ترجمه از زبان فرانسه

 

مقدمه 

سپاس خداوند را كه اين توفيق به من داده شد تا شاهد چاپ دوم رسالة هارموني تئودور دوبوا باشم. چاپ اول اين كتاب به سال 68 بود كه ترجمة آن را در سال 66 به انجام رساندم. اين ترجمه اولين كار ترجمه‌اي من بود و در مواردي نارسايي‌هايي هم داشت كه رضايت مرا جلب نكرد. بعد از ناياب شدن اين چاپ تصميم به تصحيح و ترجمه و در مواردي به ترجمة مجدد گرفتم و با تجربه‌اي از ساليان تدريس هارموني و نيز ترجمة‌كتاب (كه تا كنون بالغ بر بيست عنوان شده است) كسب كرده‌ام، اميدوارم كار انجام شده مورد توجه علاقمندان قرار گيرد. اگر ترجمة اخير با چاپ قبلي مقايسه شود ملاحظه مي‌شود كه تغييرات و تصحيح چشم‌گير است.بايد مطلبي را به كساني كه مي‌خواهند آموزش هارموني را شروع كنند يادآوري نمايم كه اين كتاب (و هيچ كتاب هارموني ديگري) خودآموز هارموني نيست (مگر آن كه كتابي سطحي بوده و تنها به مطالب اوليه پرداخته باشد،چون هارموني درس بسيار مشكلي است) و بايد با استاد آگاه و دلسوز، اين قواعد آموخته و به كار گرفته شود. متاسفانه  در آموزش موسيقي در كشور ما، درس هارموني جدي گرفته نشده و حتي نظر بعضي از اساتيد ما بر آن است كه در كار آهنگسازي نيازي به هارموني و قواعد آن نيست (به خصوص رسالة تئودور دوبوا كه اين قواعد را تا جزئيات بررسي مي كند)چون به قول آنها اين قواعد دست و پا گير هستند. گويا اين قواعد تنها براي مردم آزاري نوشته شده‌اند تا شاگردان را با آنها شكنجه دهند. اين اساتيد فراموش مي‌كنند كه اين قواعد از آثار استادان نابغه‌اي گرفته شده كه به طور جهاني ستايش شده‌اند. در ساختن يك بنا تمام تجربياتي كه به صورت اصول و قاعده در آمده بايد رعايت شود، در غير اين صورت احتمال خراب شدن بنا بر سر كساني كه در آن زندگي مي‌كنند وجود خواهد داشت. چگونه خواهد بود اگر موسيقي خود را ملزم به رعايت دقيق قوعد و اصول اوليه نكند، مسلماً چنين بنايي تنها بر سر سازنده‌اش خراب خواهد شد.در كلاس چنين اساتيدي به ذكر سرفصل‌هاي هارموني و حل چند ميزان تمرين اكتفاء مي‌شود (تازه اگر مسئله‌اي حل شود). كمتر استادي است كه به عمق هارموني وارد شده و يا باواند شاگردان خود را با عمق هارموني آشنا كند.چنين تفكري را مي‌توان در برنامه ريزي دروس دانشگاهي رشتة موسيقي و (حتي هنرستان موسيقي) هم ديد كه تنها به يك ترم هارموني اجباري و يك ترم هارموني اختياري اكتفاء شده است (مطالعه‌اي كه حداقل به دو تا سه سال آموزش و سال‌ها تمرين مداوم نياز دارد).مدتي است تب موسيقي مدرن نويسي در كشور ما رواج يافته و شاگردي كه حتي خودش هم منزجر از چنين موسيقي است براي عقب نماندن از قافله به خيال خودش موسيقي مدرن مي‌نويسد، چون به گفتة استادش كاري است كه نياز به دانستن هارموني ندارد و هر كاري هم در آن مي‌شود انجام داد! توصية من به هنرجويان اين است كه جذب سخناني چون: »موسيقي امروز، موسيقي مدرن است و موسيقي مدرن هم نياز به قاعده ندارد» نشوند. بايد بدانيم كه موسيقي مدرن سنتز موسيقي تونال است (تز = موسيقي تونال، آنتي تز = كاوش‌هاي تونال و نوع آوري مدام در هارموني) است و از آسمان به زمين نيانده است و شاگردي كه بخواهد موسيقي مدرن كار كند، بايد موسيقي قبل از آن را به خوبي بشناسد تا بداند كه قرار است چه چيزهايي را رعايت نكند و به جاي آنها  چه موادي را به كار گيرد كه ناشي از قوة خلاقة اوست. اين شاگرد بايد درس‌هاي هارموني، فرم، كنترپوان،اركستراسيون ... را نزد استاداني آگاه بياموزد، سال‌ها روي اين درس‌ها تمرين كند، موسيقي استاتيد را براي بهتر فهميدن اين درس‌ةا آناليز كند و عجله‌اي براي آهنگساز شدن نداشته باشد، چون هيچ موسيقي ماندگاري (حتي مدرن) خارج از اين قواعد نوشته نشده و پاية ه«ه آنها هارموني است. پس وضع هنرجويي كه هنوز اين مقدمات را فرا نگرفته و مي‌خواهد موسيقي بنويسد را مي‌توان خدزد. او بعد از چند سالي پرداخت هزينة سنگين آموزش چون نتوانسته موسيقي‌اي بنويسدكه ماية هيجان باشد دلزده كار را رها مي‌كند (همين شاگرد ممكن است با گذراندن آموزشي كلاسيك ماية افتخار موسيقي كشور باشد كه با افتادن در بيراهه از دست مي‌رود).در مملكتي كه بيش از نود و پنج درصد مردم آن هنوز يك قطعة موسيقي كلاسيك را از اول تا آخر گوش نكرده‌اند نوشتن موسيقي مدرن چه حاصلي مي‌تواند داشته باشد. يك اثر موسيقي بايد داراي ويژگي فردي و هويت ملي باشد. رونويسي كردن از سنفوني شستاكويچ يا به هم دوختن تكه‌ پاره‌هايي از پرلودهاي دبوسي يا نوشتن اصوات در هم و برهمي به اسم موسيقي كه با هيچ معيار زيبايي شناسي مطابقت ندارد نشان دهندة بي اطلاعي مصنفين آنها از درس‌هاي موسيقي است و دردي از موسيقي كشور را مداوا نخواهد كرد. شايد امروز از چنين آثاري حمايت هم بشود ولي هميشگي نخواهد بود. بايد به جواناني كه به دنبال نوشتن موسيقي‌اي جدي هستند بگويم كه موسيقي محلي كشور ما سرشار از لطافتي پايان نيافتني است و موادي در اختيار آهنگساز آشنا به قواعد موسيقي قرار مي‌دهد كه مي‌توان پيچيده‌ترين موسيقي‌ها حتي در اشكالي مدرن را با آن نوشت تا هم ويژگي فردي در آنها نشان داده شود و هم آهنگساز بتواند خلاقيت خود را در كار با اين قطعات نشان دهد. چنين آهنگسازي مسلماًبه زوديبه ايده‌هاي شخصي خود هم پر و بال خواهد. براي صحبت بيشتر در اين مورد هنرجويان را خواندن مطلب «گفتاري پيرامون گرايش‌هاي مدرن» صفحة 243 اين كتاب دعوت مي‌كنم محسن الهاميان        


 

 

ادامه نوشته

رساله فوگ

رساله فوگ

رساله

 

رسالة فوگ ژدالژ

انتشارات برگ سال 69

اين كتاب با ويراست جديد آماده چاپ مجدد شده است.

ترجمه از فرانسه

مقدمه  


اين رساله به سه بخش تقسيم گرديده است. بخش اول شامل بررسي تفصيلي اصول كلي فوگ ـ به ويژه آنچه مربوط به «فوگ مكتبي» است ـ مي‌باشد. بخش دوم اختصاص به  اشكال گوناگوني دارد كه فوگ به عنوان رفتاري از كمپوزيسيون مي‌تواند به خود بگيرد و بالاخره در بخش سوم به ارتباطي كه فوگ با هنر دولوپمان موزيكال دارد پرداخته مي‌شود.

ادامه نوشته